|


انرژي متمركز ، رمز موفقيت در ورزش است
نويسنده: دكتر فرشاد نجفي پور
توجه «تحت اختيار گرفتن فكر، به شكل واضح و شفاف، بدون اعتنا به ممكناتي كه خود به خود پيش مي آيند يا جريانهاي فكري است. كه با رها كردن چند موضوع جهت پرداختن مؤثر به موضوعات ديگر انجام ميپذيرد». در ورزش، هيچ چيز مهمتر از توجه به موضوع نيست.
شايد مهمترين تفاوت ما بين بازيهاي بسكتبال، واليبال و فوتبال امروز با بيست سال قبل در حمله هايشان باشد. بيست سال قبل، واليبال يك بازي قابل پيش بيني بود كه اسپكر از يكي از دو محل مقر در زمين حمله ميكرد. اين دو محل در كناره هاي چپ و راست زمين نزديك خط بودند. توپ (براي اسپك) خيلي بلند آماده ميشد و هرگز از آن الگو تخطي نميكردند. در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 وقتي ژاپنيها با حمله چند نفره شان بازي را متحول كردند، اين موضوع تغيير كرد. در اين نوع حمله، مهاجمين از قسمتهاي مختلف تور اسپك ميكردند. در چنين عملي، اسپكرها اغلب وضعيت حمله را تغيير داده و توپهايي با سرعت و ارتفاع متفاوت طلب ميكردند. نتيجه قابل پيش بيني بود. بازيكنان دفاع روي تور در زمان غلط ميپريدند، در مقابل مهاجم كاذب بلند ميشدند، به بازيكنان خودي برخورد ميكردند، و عموماً روي همديگر مي افتادند. تا اين زمان، مدافعين فقط بايد به يك يا دو اسپكر در آن واحد توجه ميكردند. اما حالا با افزايش 3 يا 4 برابر اطلاعات مواجه بودند.
بعدها وقتي تيم حريف قادر به مطالعه حمله چند نفره شد، بازيكنان خط دفاع ياد گرفتند تا حركات نامربوط و ايضايي را در نظر نگرفته و روي عناصر مهم حمله تمركز كنند.
پرداخت اطلاعات در ابتدايي ترين شكل خود شامل ذخيره اطلاعات در حافظه، بازيافت اطلاعات از حافظه و انتخاب يك حركت در پاسخ است. شخصي كه محركي را تجربه نموده و بعداً به آن پاسخ ميدهد، بايد توانايي ذخيره حافظه داشته باشد. يعني آن شخص بايد بتواند آن را بازيافت نمايد. بازيافت ما به توانايي تصميم گيري درباره پاسخهاي آتي آن را ميدهد. يك بازيكن خط دفاع هزاران قطعه اطلاعات از حمله و دفاع را انبار كرده است. وقتي حمله ميكند، شايد خط دفاع حريف را ديده و قبل از آن، روش حمله اش را تغيير دهد. اين جا چه اتفاقي افتاد؟ پاسخ ساده است. اطلاعاتي كه قبلاً در مورد تيم مقابل ذخيره شده بودند از حافظه بازيافت شده و براي آغاز يك پاسخ متفاوت اما مناسب استفاده شدند. اين پرداخت اطلاعات در عمل است و مرتباً در زمين ورزش اتفاق مي افتد.
حافظه داراي يك يا چند سيستم است. تمايز ما بين سيستمهاي حافظه براي سهولت كار بوده و نبايد اين طور تفسير شود كه در مكانهايي متفاوتي از مغز قرار گرفته اند. با به خاطر داشتن اين مطالب، سه سيستم اصلي حافظه توضيح داده ميشوند.
در سيستم حافظه انسان اولين مرحله ذخيره اطلاعات است كه گاهي «بايگاني حسي» ناميده ميشود. اين سيستم ذخيره ميتواند مقدار زيادي از اطلاعات حسي مربوط به يك زمان بسيار كوتاه را قبل از هدر رفتن اكثريت آن، نگه دارد. تصور ميشود اطلاعات قبل از هدر رفتن يا انتقال به يك سيستم ذخيره پايدار به مدت نيم ثانيه در بايگاني حسي باقي ميمانند. به محدوديتهاي بايگاني حسي در مورد داوري واليبال توجه كنيد. حوادث بازي روي تور آنقدر سريع رخ ميدهند كه براي داور تصميم گيري سريع بسيار سخت ميشود.
در بسكتبال هم وقتي توپ پس از برخورد با يكي از دو بازيكن به خارج ميرود همين وضعيت رخ ميدهد. اطلاعات بايگاني حسي براي پردازش بيشتر به يك سيستم حافظه كوتاه مدت منتقل شده است.
حافظه كوتاه مدت مركز يا چهار راه پرداخت اطلاعات است. اطلاعات از بايگاني حسي و حافظه درازمدت براي بازگويي به اين جا مي آيند. براي همين وقتي تلفنچي يك شماره تلفن جديد را به ما ميدهد هنگام شماره گيري آن را چندين بار تكرار ميكنيم. يك بازيكن خط دفاع از اين جا براي بازگويي اطلاعات ذخيره شده در حافظه درازمدت استفاده ميكند. بازيكن خط دفاع، درست قبل از بازي، بازيهاي قبلي را از حافظه بازيافت نموده و براي اطمينان خاطر بازگويي ميكند.
ظرفيت حافظه كوتاه مدت محدود است. براي يك آدم عادي حفظ كردن بيش از هفت كلمه يا شماره مجزا به طور هم زمان، بسيار مشكل است. با اين حال، با تقسيم بندي، حفظ بيش از اينها نيز براي يك نفر مقدور است. تقسيم بندي روندي از تركيب قطعات مجزاي متعدد اطلاعات، در يك قطعه بزرگ است. تقسيمات بزرگتر چنان تركيب شده اند كه به شكل واحدي به خاطر ميآيند. براي يادآوري تقسيمات بزرگتر از لغات يا عبارات كليدي استفاده ميشود. در فوتبال يك شماره يا عبارت براي نمايش مجموعه پيچيده اي از اعمال بازيكنان متعدد مورد استفاده قرار ميگيرد.
در حالي كه اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت فقط براي مدت كوتاهي ميمانند، اطلاعات حافظه درازمدت نسبتاً دائمي هستند. هدف سيستم حافظه ذخيره اطلاعات در اينجا است.
سختي هر حادثه با مقدار اطلاعات رسيده، پاسخ داده شده يا منتقل شده قابل محاسبه است. هر چه اطلاعات رسيده از حادثه بيشتر باشد، مشكلتر تلقي ميشود. مثلاً يك ورزشكار به منبع نوراني سريعتر از چند چراغ چشمكزن پاسخ ميدهد، چون چند چراغ اطلاعات بيشتري روانه ميكنند. دفاع در مقابل يك سانتر بسكتبال كه هميشه قبل از شوت دريبل ميكند نسبت به آن كه قبل از شوت كارهاي مختلفي انجام ميدهند، سادهتر است (چون اطلاعات كمتري روانه ميكند).
مقدار اطلاعات رسيده از يك حادثه برابر با تعداد سوالاتي است كه براي پيش بيني بايد پرسيد. متناسب با سخت شدن موقعيت اطلاعات رسيده نيز افزايش مييابد. بايد سختي موقعيتهاي ويژه ورزشي به دقت توسط مربي با مقدار اطلاعات رسيده، ارزيابي شود. وقتي مشكل مشخص شد، مربي ميتواند با ورزشكار براي كاهش اطلاعات ارسالي (با تعيين يك وظيفه مشخص) يا افزايش برون ده اطلاعات (يادگيري يك حركت جديد) كار كند.
وقتي احتمال وقوع حوادث مساويست، تخمين اطلاعات ارسالي نسبتاً ساده است. ولي اگر احتمال حوادث مساوي نباشد، احتساب اطلاعات ارسالي پيچيده است. ورزشكاران بايد ميزان اطلاعاتي را كه حركاتشان به سمت حريف ارسال ميكند، افزايش دهند. هم زمان نيز بايد ياد بگيرند كه ميزان اطلاعات دريافتيشان را كاهش دهند. چگونه؟
اول، چگونه ميتوان اطلاعات ارسالي را افزايش داد. ياد بگيريد كه احتمال هر كدام از پاسخهايتان را مساوي كنيد. اگر سانتر بسكتبال هستيد، هميشه قبل از شوت كردن دريبل نكنيد. جايگزيني هاي ديگري به وجود آوريد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده كنيد. اگر اسپكر واليبال هستيد، در تمامي انواع مختلف ضربات كسب مهارت كنيد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده نماييد.
آيا پرتابي هست كه دوست داريد در وضعيتهاي بحراني انجام دهيد؟ اگر هست، كدام نوع است؟ عاداتتان چه هستند؟ آيا نوع پرتابها را نشان ميدهيد؟ حتي در ليگ برتر هم بعضي پرتابگران قابل پيشبيني هستند، گر چه بهترينها اين طور نيستند. رويكرد ديگر براي به حداقل رساندن اطلاعات دريافتي استفاده از وضعيت و حيله است. بازيكنان بسكتبال، مشت زنان و واليباليستها اين كار را ميكنند. اگر در مقابل يك بازيكن بسكتبال قرار داريد كه دوست دارد به طرف راست نشان داده و از چپ برود، سمت راست را نگاه كنيد تا نتواند برود.
بايد پاسخهايتان را پنهان كنيد تا مقاصدتان را تلگراف نزنيد. اگر با اشتباهي دست خود را رو كنيد حريف چه ها كه نخواهد كرد! يك تنيس باز كه ميتواند هشت نوع مختلف ضربه بزند در مقايسه با كسي كه فقط چهار تا بلد است، اطلاعات بيشتري ارسال ميكند. تفاوت ما بين هشت و چهار ضربه، اگر احتمال مساوي داشته باشند، براي بازيكنان حريف مطلب بزرگي خواهد بود.
ببينيم چگونه ميشود اطلاعات ارسالي را كاهش داد يك راه مطالعه ديگران است. در اكثر ورزشهاي پر تحرك تفاوت اساسي بين موفقيت و شكست «تأخير در پاسخ» است. در بسكتبال مهاجم صاحب توپ ميتواند با ايجاد تأخير در پاسخ وي، دفاع سريعتر از خود را شكست دهد. اگر مهاجم از داخل و بيرون در خطر باشد، يك تهاجم دروغين به سمت سبد به او فرصت لازم را براي يك پرتاب سه امتيازي را خواهد داد. تهاجم دروغين اطلاعات ارسالي را افزايش داده و زمان پاسخ مدافع را كه سعي ميكند جلوي پرتاب را بگيرد، افزايش ميدهد. يك وضعيت تقريباً مشابه در بدمينتون رخ ميدهد، وقتي كه بازيكن مهاجم يك اسمش يا ضربه بلند را نشان ميدهد اما به جاي آن يك ضربه آهسته ميزند.
واليباليستها در سازماندهي مجدد توجهشان پس از منحرف شدن آن،نسبت به غير ورزشكاران سريعتر عمل ميكنند. تنيس بازان تمركز خود را به دليل: (الف) فشار روان شديد خارج از زمين (ب) تحريك كمتر يا بيش از حد قبل و يا حين بازي (ج) پايين بودن قند خون (د) ضعف آمادگي جسماني، از دست داده و از بين رفتن تمركز را تجربه ميكنند.
توجه انتخابي
توانايي انسان در دور ريختن و يا فراموش كردن اطلاعات حسي نامربوط، و توجه انتخابي به اطلاعات مربوط ارزش بيحسابي دارد.
هر كدام از ما احساس تحريك بيش از حد منتهي به عدم تمركز را تجربه كرده ايم، اما آيا ميتوانيد تداوم اين حس را در هر ساعت از بيداري تصور كنيد؟ اگر قدرت تمركز روي يك يا دو موضوع را به طور همزمان نداشتيم، نميتوانستيم هيچ كاري بكنيم.
تمام حوادث ورزشي داراي كليدها يا نشانه هايي هستند كه بايد نسبت به آنها به صورت انتخابي توجه شود. در واليبال، بلوكه كردن بهترين سلاح براي كسب امتياز است. براي استفاده از اين موقعيت دفاعها روي تور بايد به صورت انتخابي به مهاجم مورد نظر توجه كنند و فريب حركات پاسور و ديگر اسپكرها را نخورند.
وقتي اين صفحه را ميخوانيد در ميان بسياري چيزهاي ديگر به صورت انتخابي به يك چيز توجه كرده ايد.
قدرت توجه انتخابي به محرك مناسب در اكثريت موقعيتهاي ورزشي نقشي بزرگ دارد. در بسكتبال، ورزشكاران بايد هنگام پرتاب، به جاي مشغول شدن به سروصداي جمعيت روي سبد تمركز كنند. در واليبال، ورزشكاران بايد به جاي فكر كردن به بازي قبلي به زننده سرويس توجه كنند.
وقتي پاي تلويزيون مشغول تماشاي يك ورزشكار هستيم، ميبينيم كه خيلي وقتها ورزشكاران براي كسب امتياز حقه هايي به كار ميبرند. معمولاً اين حقه ها صحبت از مسائل نامربوط به موضوع هستند.
براي ورزشكاران حرفهاي، توجه انتخابي بسيار مؤثر است. وقتي بسكتباليستهاي حرفهاي به خط پرتاب آزاد ميرسند، به هيچ كس و هيچ چيز اجازه تصرف توجهشان را نميدهند. مربيان به اين روند «تمركز» ميگويند. با اين حال برخي ورزشكاران هيچ گاه راه مقابله با پرت شدن حواس را ياد نميگيرند. هر حادثه كوچك حواسشان را پرت ميكند، يا روي چيزهاي غلط و آنها كه ديگر ارزشي ندارند (مثل دريبل كردن) تمركز ميكنند.
شكي نيست كه در توجه انتخابي برخي ورزشكاران بهتر از ديگران هستند. با اين حال دليلي ندارد فكر كنيم كه اين مهارت را نميتوان ياد گرفت. كليد دست مربيست كه بايد نشانه هاي مهم را مشخص كرده و تمرينهايي را براي توجه انتخابي طراحي كند. يك مثال خوب ميتواند پرتابهايي آزاد در بستكبال باشد.
كليد البته، تمركز روي سبد است. با اين حال، تعداد محدودي از ورزشكاران با تمرين ا ين را ياد ميگيرند و به ندرت چيزي حواسشان را پرت ميكند. انجام مسابقات دوستانه در حضور تماشاچيان مخالف و موافق به ورزشكار در يادگيري توجه انتخابي كمك ميكند.
يك بسكتباليست ماهر ميتواند دريبل بزند، با دست ديگر علامت داده، و به يكي از هم تيميها كه به سمت سبد ميرود پاسخ بدهد. راننده اتومبيل ميتواند در آن واحد با يك مسافر صحبت كند، ماشين را براند و دنده عوض كند. چه طور ممكن است؟ فكر انسان ميتواند ما بين چندين موضوع به صورت انتخابي فقط به يكي توجه كند.
تفاوت فاحش ما بين يك بسكتباليست مبتدي و حرفهاي نياز به فضاي پرداخت اطلاعات است. در يك بازي تقريباً تمام فضاي پرداخت بازيكن مبتدي با دريبل زدن اشغال ميشود. او نميتواند صداي مربي را بشنود، سبد را ببيند، بازيكنان ديگر را ببيند يا هيچ كاري به جز دريبل زدن انجام دهد. به عبارت ديگر، بازيكن حرفهاي نيازمندي توجه به دريبل را آن قدر كاهش داده كه ميتواند تمام نشانه هاي مربوط را حين دريبل زدن ببيند و بشنود.
به عنوان يك مربي،اگر نياز داريد ورزشكارانتان به اطلاعاتي بيش از ظرفيت پرداختشان توجه كنند، به استقبال شكست ميرويد. فضاي پرداخت معادل باهوش نيست.
براي يك فوتباليست مبتدي، عمل دريبل زدن به تنهايي چنان فضاي پرداخت اطلاعاتي نياز دارد كه جايي براي ديگران باقي نميگذارد. اين ورزشكار قادر به پاس دادن به يار آزاد خودي، ديدن روند بازي يا سد كردن راه حريف نيست. با اين حال به محض خبره شدن در دريبل زدن، بازيكن قادر به انجام همه آنها و حتي بيشتر از آن خواهد بود.
در بازيهاي تنيس، بايد انتظار داشت كه صحبتهاي داوران هر بازيكني را حسابي گيج كند. بازيكن حرفهاي كه مسائل حاشيه اي را دور ريخته و به بازي توجه كند موفق خواهد بود.
تمركز
توانايي يك ورزشكار در توجه به محرك مناسب در حين مسابقه «تمركز» نام دارد. در بسكتبال، يك (بازيكن خط دفاع) كه سريع به سمت سبد حركت ميكند بايد محدوده توجه خود را وسيع كرده تا ديگر هم تيمي هايش را كه به سمت سبد ميدوند، ببيند. همين بازيكن وقتي ميخواهد پرتاب آزاد انجام دهد، براي دوري از حواس پرتي به خاطر صداهاي تماشاگران، بايد محدوده توجه خود را كوچك كند.
بهترين وسيله براي تفهيم محدود كردن توجه، استفاده از نشانه است. نشانه هاي محيط به ورزشكار ميگويند از چه فني استفاده كند. براي هر حركت ورزشي نشانه هاي متعددي وجود دارد. برخي مرتبط بوده و براي كارآيي مطلوب ضروري هستند؛ بقيه نامربوط بوده به كارآيي آسيب ميرسانند. با افزايش هيجان محدوده توجه ورزشكار كوچك ميشود. در يك زمان مناسب محدود كردن توجه تمام نشانه هاي نامربوط را دور ريخته و نشانه هاي مربوط را نگه ميدارد. در اين زمان كارآيي به بهترين وضعيت خود ميرسد. هيجان شديد باعث گيجي ميشود. ورزشكاري كه گيج شده دچار كاهش ناگهاني و چشمگير كارآيي ميشود.
وقتي يك (بازيكن خط) دفاع تصميم ميگيرد پاس به عقب بدهد، براي پيدا كردن هم تيميهايش نياز به محدوده توجه نسبتاً بزرگي دارد. با اين حال، اگر محدوده خيلي بزرگ باشد نشانه هاي نامحدودي مثل سر و صداي جمعيت و مشوقين را هم خواهد گرفت كه باعث كاهش كارآيي خواهد شد.
يك بسكتباليست براي پاس دادن به مهاجم آزاد بايد محدوده توجه بزرگ و براي پرتاب آزاد، محدوده توجه كوچكي داشته باشد.
گيج كننده هايي مثل شرايط نامساعد پرواز باعث عدم تمركز خلبان و بنابراين مشكلات پرواز ميشود.
بولينگ بازها بايد متوجه نشانه هاي بيروني مثل پيكانهاي روي خط و نقاط كف باشند. دوندگان ماراتن بايد متوجه درون بوده به نشانه هاي دروني كه به آنها كمك ميكند توجه كنند، در حالي كه بازيكن خط وسط فوتبال آمريكايي بايد شيوه توجه وسيع خارجي را به كار گيرد.
آموزش تمركز
دانش آموزي كه ياد گرفته، در اتاقي كه ديگران تلويزيون تماشا ميكنند، كتاب بخواند داراي ميزان بالايي از تمركز است. براي به حداكثر رساندن كارآيي، ورزشكار بايد توان تمركز و تمركز مجدد بسيار خوبي داشته باشد. گستره توجه با هيجان شديد، محدود ميشود. علت اين كه يك بازيكن جوان خط دفاعي كه در خطر زمين خوردن است نميتواند بازيكنان آزاد را ببيند، همين است. يك دفاع با تجربه حتي وقتي رويش خطا ميشود قادر به پيدا كردن بازيكن آزاد هست. بر عكس، بازيكن بيسبال يا سافتبال بايد هنگام زدن يك توپ در حال حركت با چوب فقط روي يك عنصر تمركز كند.
جمع كردن و توقف فكر
بسيار مهم است كه ورزشكار در كنار يادگيري شيوه هاي مختلف توجه، ياد بگيرد تا براي توقف افكار منفي و تمركز بر افكار مثبت از توجه استفاده كند. اين بسيار مهم است كه ورزشكار هر موقعيت را به ديد مثبت نگاه كرده و اعتقاد داشته باشد كه موفق خواهد شد. افكار منفي، بايد حذف شده يا با افكار مثبت جايگزين شوند. روند توقف فكر منفي و جايگزيني آن با يك نوع مثبت «توقف فكر» ناميده ميشود.
اين يكي از اصول روانشناسي است كه هيچ كس نميتواند در آن واحد به بيش از يك فكر بپردازد. در اين مورد مغز بايد يك فكر مثبت را آورده جايگزين فكر منفي كند. وقتي فكر منفي حذف شد ورزشكار بايد توجهش را به خود معطوف كند.
فكر كنيد در محوطه جريمه ايستادهايد و يك پرتاب آزاد داريد كه باعث برد يا باخت بازي خواهد شد. اين فكرها از ذهن شما عبور خواهند كرد. «اين پرتاب را از دست خواهم داد، ميتوانم اين را حس كنم. سبد خيلي كوچك است، يك كيلومتر فاصله دارد و وحشت كرده ام!» كنترلتان را از دست خواهيد داد.
براي استفاده موفق از شيوه توقف و جمع كردن فكر ابتدا بايد از اصول توجه انتخابي براي جايگزيني افكار منفي با مثبت استفاده كنيد. بايد به خودتان بگوييد «نه»، من يك پرتابگر حرفهاي هستم، من بهترين فرد در تيم براي پرتاب در اين موقعيت هستم». در اين نقطه توجهتان را به داخل معطوف كرده و سطح هيجانتان را تا حدي تطبيق نموده ايد. بسياري از ورزشكاران اين كار را با يك دم عميق و بازدهم آهسته انجام ميدهند. بعد توجهتان را به حلقه بسكتبال معطوف نموده روي يك پيشنهاد عملي مثلاً «طوري پرتاب كن كه چرخش آن كمي به سمت عقب باشد و بعد از پرتاب حركت قوسي را ادامه بده» تمركز ميكنيد با استفاده از شيوه صحيح توقف و جمع كردن فكر و تمرين در موقعيتهاي مختلف صاحب يك سلاح هميشه آماده براي استفاده مقابل از دست دادن كنترل توجه ميشويد.
مراحل زير در «توقف و جمع كردن فكر» استفاده ميشوند:
جاي فكر منفي را كه به ذهنتان مي آيد با يك فكر مثبت عوض كنيد.
در حالي كه كمي هيجانتان را تطبيق ميكنيد فكرتان را به خود متمركز نماييد.
روي يك نشانه مرتبط و شكل مناسب اجراي فن تمركز كنيد.
هر چه سريعتر پس از رسيدن به احساس كنترل، توجه حركت ورزشي مورد نظر را انجام دهيد.
ياد گرفتن روش توقف و جمع كردن فكر نياز به تمرين دارد. نكتهاي كه بايد بدانيم اين است كه فكرهاي منفي قابل جابه جايي بوده و با روند جمع كردن، افكار اشغال كننده توجه را ميتوان كنترل كرد.
ناكامي در برقراري تمركز مجدد علت شكست بسياري از ورزشكاران بوده است. رابطه چشمگيري بين كارآيي در تيراندازي با كمان و تمركز روي اشتباهات گذشته وجود دارد. ورزشكاري كه به جاي تمركز مجدد روي كارش روي خطاها و اشتباهات تمركز كند عموماً دچار كاهش كارآيي خواهد شد.
*************************
|